ارتینارتین، تا این لحظه: 15 سال و 9 ماه و 18 روز سن داره
آرادآراد، تا این لحظه: 9 سال و 2 ماه و 13 روز سن داره

آرتین والینا

خوابیدن از جنس الینا

الینای مامان، وقتی می خوابی انگار همه فرشته های ناز خدا خوابیدن.دختری ،خیلی آروم وبا ملاحظه هستی.این پاهات و مامانی می خواد بخوره ،این دستای کوچولوت رو روزی هزار بار به شکرانه نعمتی که خدا بهم داده می بوسم،شاید بتونم شکر یک هزارم لطفی که خدا بهم داشته رو بجا بیارم،وداعم برات دعا می کنم که از بنده های خاص خدا بشی و عاقبت بخیر انشاالله ...
25 تير 1392

ولی

گل پسر مامان بعضی از کلمه ها رو خیلی با حال تلفظ می کنه یکی از اون کلمه ها ولی ولی هست ولی نیست . ولی رو دوست داری استفاده کنی و کاری هم نداری کجا باشه .
20 تير 1392

رفتار های بد

بعضی وقتا با توضیح وتوجیح نمی شه آرتین رو متقاعد کردتازه بیشتر لجت رو می بره و با استفاده از نقطه ضعف جدید مانورهای جدیدی می ده بهتردیدیم  در قالب قصه اشتباه ش رو بهش تذکر بدیم قصه پوریا و علی رضا قصه من در اوردی با شخصیت های کاملا نا اشنادر مورد پسری که دست توی دهنش می کردمیکروبا وارد دهنش شدن و از اونجا وارد شکم وغذا های اون رو می خوردن ولاغر شد ونتونست توی کشتی دوستش رو شکست بده .آرتین از وقتی خواهرش به دنیا اومده وبه تقلید از یکی از بچه ها دستشو تو دهنش می کنه جا داره همین جا بگم که گل پسر رفتارای بد واشتباه رو خیلی زود یاد می گیرن یه دفه دیگه هم چون یه بچه ای لکنت زبون داشت از اون تقلید می ک...
20 تير 1392

اندر احوالات پسری

پسری شعرحسنی ما یه بره داشت رو با یه کوچولو کمک مامانی سر بعضی جاها کامل وبی نقص می خونه که در تلاشم یه وقت که حواسش نیست صداش روبراتون بزارم.یه توپ دارم و من یه گلم رو خیلی خوب می خونه .حسنی نگو یه دسته گل هم تاحدودی بلده تازه خاله سوسکه هم مامان اشرف داره یادش می ده.با آّبرنگ کلی خط خطی می کنه و من و بابایی رو می کشه البته الینا خانم هم فراموش نشه.تو خمیر بازی کلی دعوا می کنیم .با آرد و آب و نمک همون طور که مامان یکی از نی نی هاتوضیح دادن براش خمیر درست کردم البته با خمیر آریا هم بازی می کنه.با لگو هاش برج می سازه وراه سازی می کنه.ازصبح  که بیدار می شه هم داره ماشین وموتور سواری می کنه.به ع...
10 تير 1392