شاعر مامان
آرتین حرفاشو با شعر می زنه می گم: آرتین کجا می ری؟ می گه: می روم شو کنم شوهر کنم نون گل گندم بخورم منت بابام نکشم. آرتین کجا می ری؟دارم می رم بارببرم دیرم شده عجله دارم. میکه:مامانی بیا تو کوچه بازی بکن با جوجه



