سینما،تئاتر,رادیو ،اخترشناسی
امروز توی تالار شهرداری هم از رادیو اومده بودن و برنامه رادیو رو بصورت زنده پخش می کردن و هم چتر آسمان رو پهن کرده بودن، آرتین و الینا مهمانان افتخاری چتر آسمان بودن ،آرتین که خیلی خوشش اومده بود و حسابی براش سوال پیش اومده ولی می ترسه فضا نورد بشه چون ممکنه از آسمون بیفته...
الینا خانم هم می ترسید که ماه روش بیفته سرش رو قایم می کرد
وقت خواب آرتین می گفت شاید ستاره شناس بشم ولی فضا نورد نمی شم
وحسابی از صور فلکی خوشش اومده بود و این همه ستاره رو تا حالا یه جا ندیده بود ...
اون متوجه شد که خورشید هم یه نوع ستاره است و ستاره ها متولد می شن و می میرن و خیلی چیزا که برام رضایت بخش بود.
بعد از اون هم رفتیم واز نزدیک با کار رادیو آشنا شدیم .اولش براش جالب نبود ولی وقتی نمایش رادیویی شروع شد تصمیم گرفت تا آخر ببینه
دیشب هم برای دیدن نمایش سگ ولگرد صورتی همراه با بابایی رفتیم تالار هنر
به نظر من زیاد جالب نبود نمی دونم چی داره به سر تئاترو سینمای ما میاد ،همش حرفای بد و رکیک آرایش های غلیظ فقط......
هفته پیش هم برای دیدن فیلم وروجک ها به سینما رفته بودیم( البته آرتین وسطای فیلم تب کرد،شروع آبله مرغون ،ولی حاضر نبود خونه بریم) و بچه ها میخ کوب پرده سفید سینما شده بودن مو ضوی خوبی انتخاب کرده بودن ،اینکه باید قدر پدر مادرامون رو بدونیم اینقدر برامون زحمت می کشن و ما متوجه نمی شیم ولی خیلی بهتر می شد نمایش بدن یاد فیلم های زمان خودمون افتاده بودم گلنار،دزد عروسک ها ،خیلی با مسما تر و بهتر از اینها بودن مفاهیم رو بهتر منتقل می کردن .نمی دونم شاید هم من اشتباه می کنم!
مامان نوشت:دوست دارم بچه های با فرهنگی بار بیایدوقدر هنر رو بدونید
هنر مند باشید ،توی همه مراحل زندگی تون



سینما،تئاتر,رادیو ،اخترشناسی
